لطفا صبر کنید....

از مونیخ آمده

تو بعدازظهر تب‌دار و ملتهب خرمشهر آخرین مادر باردار لخ لخ کنان رفت بیرون. از وقت درمانگاه گذشته و راننده‌ی بیمارستان منتظر ایستاده و هر چهار پنج دقیقه با یه نیمچه بوقِ غرغرو، منتظر بودنش رو یاداوری می‌کنه. کولر گازی نالان و دستگاه سونوگرافی گیج و خسته از دیدن این همه باردار هنوز رخصت نفس تازه کردن پیدا نکردن که منشیِ اتفاقا خودش باردار درمانگاه، نفس‌نفس‌زنان میاد و میگه: دستگاه‌ رو خاموش نکنین. یه باردار تازه رسیده. از «مونیخ» میاد! برای همین دیر کرده. اینم ببینین و برین. ‌

هم برام جالبه که وسط برهوت فلکه الله خرمشهر یه «از مونیخ اومده»‌ی راست راستی ببینم و هم حرصم میگیره که این سرخوش چرا انقدر دیر اومده. دلم هم نمیاد تو این هرم سوزان بی نتیجه برگرده.
پس با نادیده گرفتن غرغر دستگاه و نگاه چپ‌چپ راننده‌ی بیمارستان و با هی زدن به خستگی میگم: مادر «از فرنگ اومده» بیاد تو.

جا می‌خورم: «از مونیخ اومده»‌مون زنی یه در آستانه‌ی چهل سالگی، با خالکوبی رنگ‌پریده‌ی متمایل به کبود خاص زن‌های عرب بین دوابرو، با عبای مندرس و دمپایی‌های مندرس‌تر، بدنی نحیف و شکمی برآمده از بارداری، که دفترچه و دو سه تا اسکناس دویستی مچاله رو تو یه کیسه فریزر ریخته و دستش گرفته.
گونه‌های تورفته‌ش و دو دو زدن سیاهی چشمش سفره‌ی خالی روزهایش رو خوب نمایان می‌کنن. بارداری پنجمشه و جنینش ضعیف و کم وزن و فهموندن اینا با عربی شکسته بسته بهش سخت.

در حین سونوگرافی تناقض عجیبش با یه«از مونیخ اومده» ذهنم رو مشغول می‌کنه. نمی‌تونم نپرسم، پس بعد از رفتنش از منشی می‌پرسم فهمیدی این خانم کِی از خارج رسیده؟ مگه آبادان پرواز از آلمان هم داره؟
و اینجاست که می‌فهمم این مونیخ اونی نیست که فکر می کردم!

این مونیخ یه روستای دوردست محروم اطراف خرمشهره که شباهتش به همتای خارجیش فقط در حد اسمه.
روستایی رو تجسم می‌کنم پر از نخل خرما، شاید سوخته از جنگ، با یه عالمه گاومیش ولو لابلای نخل‌ها. مردهای دشداشه پوشی که رو سکوی جلوی خونه‌ها چمباتمه نشستن و سیگار می‌کشن و بچه‌های پابرهنه‌ی آفتاب‌سوخته‌ای که بین نخل‌ها و گاومیش‌ها ولوان.
کودکی رو تجسم می‌کنم که تو راهه. کودکی که محل تولدش تو شناسنامه نوشته میشه: مونیخ. با هزاران کیلومتر فاصله از اون مونیخ، با خروارها تفاوت.

این همه اسم، چرا مونیخ؟ و اگه مونیخ، چرا مونیخ ما این همه محروم؟

البته املای صحیح روستای معروف قصه‌ی ما مُنیخ هست 🙂

 

برای مطالعه ی سایز داستان های مطب کلیک کنید

برای مشاهده صفحه اینستاگرام سونوگرافی نیلو کلیک کنید.


پاسخ دادن

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری نشانه گذاری شده اند *


logo-samandehi