مشعوف و مسرور از اینکه نه تنها چاق نیست، بلکه لاغر و خوش فرم هم هست، چشم به مانیتور کار رو شروع کردم که دستم و پروب تو دستم یهویی پنجاه سانت رفتن هوا. باورم نمی شد این تغییر سطح فقط بخاطر باد

لطفا صبر کنید....
مشعوف و مسرور از اینکه نه تنها چاق نیست، بلکه لاغر و خوش فرم هم هست، چشم به مانیتور کار رو شروع کردم که دستم و پروب تو دستم یهویی پنجاه سانت رفتن هوا. باورم نمی شد این تغییر سطح فقط بخاطر باد
سونوگرافی جنین، یک کار تخصصی است. کاری نیست که به دلخواه بیمار درخواست شود و پزشک متخصص فقط نقش نویسنده و مُهر زنندهی درخواست را داشته باشد. تمام سعی بر این است که کاری که برای جنین لازم و ضروری است انجام شود.
وارد اتاق سونوگرافی نشده پاچه های شلوار جین خیلی خیلی تنگ فرو می ره تو چشمم. اونقدر تنگ که رباط عضله ها رو میشه از زیرشون دید و این تنگی مستمر و پایدار در طول مسیر شلوار ادامه داره. قوهی تخیلم می ره
بازجویی ساواک گونه از خورده شده ها توسط مامان باردار نه برای تفتیش عقایده، نه از سر کنجکاوی. فقط باید تکلیف معلوم شه که علت این جنگل اَبر و مِه چیه. مثلا مامانی که صبح سرراه یه کاسه حلیم زده خوب کلا امیدی
نام خانوادگی سختی داره: جبال بارزی. در گیر و دار راه رفتن و خوابیدن روی تخت بحالت غرغر با خودش بلند میگه: فامیلیم خیلی سخته. اینم فامیلی بود جدم انتخاب کرد؟! میگم معنی اش چیه؟ میگه هیچی، بی معنی! میگم حتما یه منطقه
وقتی تو آخرین روزهای اسفند، سال نو رو بهم تبریک میگفتیم، چه خبر داشتیم که چه روزهای نوروزی سیلابی و پرگل و لایی در انتظارمونه؟ چه خبر داریم اون مادر جوون ترکمن صحرایی یا اون باردار اهل روستاهای لرستان که بعد از بیست
همیشه دلم برای کلاغ ها میسوزه. پرندهن، با همون پر و بال و منقار، فقط رنگیرنگی نیستن، پُرسروصدان، و تو چشمن. اگه باید لابلای شاخه ها دنبال گنجشکها بگردی، یا اگه باید خودتو بکشی تا یاکریم رو از جلوی ماشینت پَر بدی، عوضش
پرستو با بغض می رسه مطب. ماشین سدمعبر شهرداری یهو خیابون رو بسته و حمله اورده به دستفروشی که مدتهاس تو پیاده رو شلوار می فروشه و همه می شناسنش. لباساش رو ریختن پشت ماشین و بدطور کتکش زدن. جیغ و گریه ی
میگه بچه ی چهارممه. قیافه ی متعجب من رو که می بینه زود میگه بخدا نفهمیدم، خداداد! قیافه ی متعجب تر من رو یه وری نگاهی میندازه و میگه بخدا راست می گم. نشنیدی می گن از تو حرکت از خدا برکت؟
تنها دغدغه اش محسابه سن جنین هست. میگه به من برای غربالگری اول وقت بدین. الان ۱۱ هفته م. برای ۱۱ هفته و هفده روز بهم وقت بدین :) وقتی مکث پرستو رو می بینه میگه خوب میشه همون سیزده هفته و نیم دیگه.