لطفا صبر کنید....

هندزفری به گوشم، هیچ مگوی!

سوار تاكسي كه شدم و سلام كردم آقای راننده با سر جواب داد. خوب، خيلي دور از انتظار نيست كه حركت سر از چرخش زبان راحت تر باشه.

بعد يهو باصداي بلند ِآقای راننده درحدی كه تو تاكسی بشه از جا پريد از جا پريدم كه: به نظرت من با اين حاجی چيكار بايد بكنم؟
خدايا، حاجی كيه؟ من بايد حاجی رو بشناسم؟ چه كمكی در رابطه‎ی آقای راننده و حاجی از من بر مياد؟ سيل روون جملات محبت آميز آقای راننده بدون وقفه در وصف حاجی خيلي فرصت فكر كردن نداد، ولي تو مسير تا برسيم فرودگاه خيلی خوب و عميق با حاجی و خانواده ش بخصوص مادر و خواهر و عمه‎ش آشنا شدم!

وقتي رسيديم هنوز در پی كمک به اين ارتباط دوستانه‎ی مشكل‎دار بودم كه آقای راننده هندزفری رو از گوشش درآورد و برگشت طرفم و ٢٢ هزارتومن كرايه رو خواست!!!

يادم باشه از اين به بعد از مورد خطاب بودن خودم و نبودن هندزفری به گوش اطمينان پيدا كنم.

هندزفری های جديد خيلی ظريفن!!!!!

 

برای مطالعه ی سایز داستان های مطب روی لینک روبرو کلیک کنید. کلیک کنید

برای مشاهده صفحه اینستاگرام سونوگرافی نیلو کلیک کنید. کلیک کنید


پاسخ دادن

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری نشانه گذاری شده اند *


logo-samandehi