لطفا صبر کنید....

صبر کن

خیلی وقتها موقع سونوگرافی درست وقتی که فکر می‎کنم گفتنی‎ها گفته شده و همه چیز کامله، یهو از اتاق پشتی یه صدای اوهومی از طرف زهرا میاد که یعنی « صبر کن ، عجله نکن ، هنوز مونده».

حالا زبان این «اوهوم» خودش حکایتیه. بسته به شدت و حدت و زیر و بمی و یه بار دوبار بودنش و اینکه کجاش رو می کشه تفسیرش متفاوته و من دیگه زبان « اوهوم » زهرا رو خوب می‎فهمم. نیازی به خیلی حرف زدن نیست. حله.

کاش تو زندگی هم هرجا ناقص بودیم، اشتباه بودیم، کم بودیم، یه « اوهوم‎کن» داشتیم که ما رو متوجه نقص مون، اشتباهمون، کم بودن‎مون، بکنه. شاید هم خیلی وقتا داریمش و خبر ازش نداریم.

هست ، ولی نمی شنویمش.
هوای « اوهوم کن» هامون رو داشته باشیم.

برای دیدن بقیه ی داستان ها کلیک کنید


پاسخ دادن

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری نشانه گذاری شده اند *


logo-samandehi