لطفا صبر کنید....

جنین عینکی

عینکی بودن یا نبودن مساله این است!

 

دوقلو داره. سنگین شده و سنگین حرکت می کنه و سنگین و پرسروصدا می خوابه. یه چال خوشگل هم رو لپش داره.
با دوتا پسراش سروکله می زنم و هراندازه رو چندبار می گیرم، انقدر که تو سروکله ی هم پیچیدن و انقدر که این اخرا سونوگرافی دوقلوها سخت می‎شه.

آخرش می‎گم خوب، این هم «این یکی». با هراس نگاهم می کنه می‎گه: «چی؟ عینکی؟»
می‎گم آخه چرا؟ از کجا آوردی اینو؟ می‎گه آخه چشماشو ندیدم، گفتم شاید چشماش ضعیف باشه.

از خنده ی من و از حرف خودش خنده ش می گیره و حال چال لپش خوب می‎شه.
جنینی رو تجسم می کنم با لپای گرد و عینک گرد، که با داداشش کل کل می‎کنه.
شاید هم چال لُپ داشته باشه، مثل مامانش.

برای دیدن بقیه ی داستان ها کلیک کنید


پاسخ دادن

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری نشانه گذاری شده اند *


logo-samandehi