لطفا صبر کنید....

قیمه نثار

بازجویی ساواک گونه از خورده شده ها توسط مامان باردار نه برای تفتیش عقایده، نه از سر کنجکاوی.
فقط باید تکلیف معلوم شه که علت این جنگل اَبر و مِه چیه.

مثلا مامانی که صبح سرراه یه کاسه حلیم زده خوب کلا امیدی بهش نیست دیگه یا کسی که ساعت ۳ نوبتشه و ناهار عدس پلو خورده بطور یقین باید از بهبودی اوضاعش ناامید بود.

بعدازظهره، حدود ساعت ۴. ازش می پرسم چی خوردی این تو انقدر ابری شده؟
میگه بخدا هیچی!
میگم هیچی که اینطور نمی شه. خوب فکر کن.
میگه بخدا راست میگم، ناهار فقط « نثار پلو » خوردم.
میگم آهان، پس دیدی هیچی نبود. بعدشم احیانا اون « قیمه جان نثار » نیست؟ با کلی لپه و خلال؟
هول میکنه و میگه نه، این « جان نثار پلو » نبود، فقط «نثارپلو» بود، فقط گوشت و پلو!!!

طفلک قیمه جان نثار که بخاطر بازجویی من محبور شده تغییر هویت بده ‌و بی «جان» بشه.

ولی حتی ورژن بی « جان » اش هم عجیب مه آلوده و اینک ماییم و قیمه جان نثار بی جان و جنگل ابر و مه و چه کنم چه کنم ها.

پ.ن: جنگل اَبر و مه: استعاره ی شاعرانه از پُرگازی روده ها 😊

برای مطالعه ی سایز داستان های مطب کلیک کنید

برای مشاهده صفحه اینستاگرام سونوگرافی نیلو کلیک کنید.


پاسخ دادن

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری نشانه گذاری شده اند *


logo-samandehi