لطفا صبر کنید....

روزگار دانشجوی پزشکی بودن

خونه‌ی کوچه محمدی تو خیابون گلبار، پایین میدون توحید، اون موقع که میدون توحید واقعا میدون بود، نه مثل الان که یه چند راه درهم و برهمه، از اون خونه‌های قدیمی اوستا معمار ساز بود.

چندتا خونه عین هم کنار به کنارهم، با نمای آجری و درهای آهنی سبز. در به یه حیاط کوچولو باز میشد، با یه توالت کوچولو گوشه‌ی حیاط. دوتا پله، یه در شیشه‌ای. از اون شیشه‌ای کبریتی‌های قدیمی، یه راهروی بلند، دو تا اتاق سمت راست راهرو، با پنجره‌های بلند سرتاسری رو به جنوب، یه آشپزخونه‌ی بلند و باریک ته راهرو که یه پله میرفت پایین. حیاط خلوت کوچیک چسبیده به آشپزخونه رو هم که اضافه کنیم، میشه زندگی دانشجویی اون روزها.

خونه ادامه داشت، با پله‌های بلند و دستشویی توالت تو پاگرد اول و دو تا اتاق بالاتر و یه آشپزخونه ی دیگه باز هم بالاتر، ولی سهم دانشجویی ما همون پایین بود.

توالت تو حیاط آب گرم نداشت. اولین بار که با سرد شدن هوا آب از شیر توالت نیومد فکر کردیم آب قطع شده، ولی بعد فهمیدیم آب از سرما تو لوله یخ زده. از اون به بعد شبها شیر رو باز میذاشتیم تا قطره قطره بیاد و یخ نزنه و کلی هم از فکرمون ذوق میکردیم.

ما طبقه ی پایینی‌ها حموم نداشتیم، خود همین برامون سبب تفریح بود. ساک حموم برمیداشتیم و راهی خونه ی والدین‌مون میشدیم. هم فال بود هم تماشا. هم دیدنی بود و هم دستی به آب رسوندن.

دوسه ماهی گاز شهری هم نداشتیم. تا وصل بشه برای روشن نگهداشتن آبگرمکن باید کپسول گاز وصل میکردیم. با یه حرکاتی شبیه اسکوات / لانژ با وزنه که الان تو باشگاه ها می زنن کپسول گاز رو از حیاط میاوردیم تا حیاط خلوت.

با اومدن یاسمین یه ذره رتق وفتق امور سخت‌تر شد ولی باز جفت و جور شد و گذشت. اون روزهای سخت یه فصل از زندگی بودن. روزهای دانشجویی تموم شدن و روزهای کار سخت و ساختن و پیش رفتن رسید.

سختی اون روزها اون روزها به چشم نمی اومد. انگار باید می‌بود، جور دیگه نمیشد باشه و چون قرار نبود همیشه اونطور باشه سختی از جنس خوب بود. از جنس سختی هایی که می سازدت، به چالش میگردت، ولی نگهت نمی داره، مثل باتلاق فرو نمی بردت.

این روزامون هم سختن، خیلی سخت و گاهی نفس گیر. گرونی‌هامون، آسمون خاکستری‌مون، اهواز غرق آب‌مون. این روزها هم میگذرن، چاره‌ای ندارن. فقط کاش سختی این روزها باتلاق‌مون نشه. کاش تموم شه. کاش اونایی که باید بدونن چه وقت باید شیر آب رو باز بذارن تا لوله یخ نزنه این کار رو بکنن.

سختی رو تنها با امید داشتن میشه تاب آورد. وگرنه میشه آب یخزده تو لوله. منجمد و راکد.

 

برای مطالعه ی سایز داستان های مطب کلیک کنید
برای مشاهده صفحه اینستاگرام سونوگرافی نیلو کلیک کنید.

logo-samandehi