لطفا صبر کنید....

طبیعت دزد نیست

رودخونه، کلا آب جاری، حال خوبی داره. اون روون بودن، در جا نزدن، از لابلای سنگها گذشتن و نموندن خاصیت آبه. صدای آب و سایه‌ی درخت‌ها و بازی خورشید خانم از اون بالا برای خوب کردن حال دنیا کافی هستن.
تو این حال خوب یهو مجبور میشی چندین بار سانت به سانت کف رودخونه و زیر و بالای سنگهاش رو در جستجوی این «مهم» افتاده از جیب بجوری و بجویی.

تو دلت با آب و با سنگها صحبت می کنی و قسمشون می‌دی که این «مهم» رو بهت پس بدن. که این «مهم» اگه نباشه تو از فردا فرقی با یه فلج جسمی و مغزی نخواهی داشت.

سانت به سانت دست میکشی و تو فکر تموم چیزای از دست رفته‌ی با این «مهم» و تموم دردسراش هستی . سانت به سانت دست میکشی و از عجز و وابستگیت به این « مهم» از خودت عصبانی هستی. سانت به سانت دست میکشی و از بی‌فکریت که آخه جای این «مهم» تو جیب شلوار نیست به خودت ناسزا میگی. سانت به سانت دست میکشی و یاد اون هارد بیچاره ی با خدا قدر ظرفیت میافتی که مطرود ته کشوی میز افتاده.

بله! طبیعت بر می گرداند!

و یهو مهربونی طبیعت کار خودش رو میکنه و در کمال ناباوری بعد از چندین بار تموم رودخونه رو بالا پایین کردن، «مهم» خیس و سرما زده پیدا میشه.
در تموم اون حال و احوال بد مطمئن بودم طبیعت دزد نیست، نامهربون نیست، بخاطر اشتباهت مجازاتت نمی‌کنه.
و حالا من و «مهم» عشقمون به طبیعت و مهربونیش هزاران صد چندان شده. ‌‌

برای مطالعه ی سایز داستان های مطب کلیک کنید
برای مشاهده صفحه اینستاگرام سونوگرافی نیلو کلیک کنید.


پاسخ دادن

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری نشانه گذاری شده اند *


logo-samandehi