لطفا صبر کنید....

بشنو با گوش شنوایت

لابلای سر و صدای بزرگتر ها صداش میاد: مامان شیر می خوام… مامان شیر می خوام… مامان شیر می خوام… مامان… مامان… شیر… شیر!
فاصله‎ی بین گفتناش هی کمتر می شه و التماس صداش بیشتر ، ولی مامانش صداش رو نمی‎شنوه.
سراغ مامانش رو می‎گیرم، خیالم راحت میشه که پیشش هست، فقط گوش نمی کنه. نمی‎شنوه.
تا جایی که می‎تونیم همه‎ی صداها رو، گوش کنیم و بشنویم. اگه نمی‎تونیم، حداقل صداهایی رو که اونقدر قُلدر نیستن که داد بزنن رو بشنویم، صداهایی که اونقدر بزرگ نیستن که تکونمون بدن و بگن ما رو بشنو.

هوای صدا کوچولوها رو داشته باشیم و بشنو یم.

برای دیدن بقیه ی داستان ها کلیک کنید


پاسخ دادن

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری نشانه گذاری شده اند *


logo-samandehi