لطفا صبر کنید....

رستا

حداقل سه نفر رو میشناسم به اسم رستا. هرسه تا آقا، حدود سن های سی تا چهل سال.
خانم دکتر محبی از اون نازنین های روزگاره. بارداری دومشه، همیشه امتحان داره و همیشه روی خندون داره با کلی غرغرهای شادان. هربار که میاد کلی گپ میزنیم و اون غر میزنه و از امتحاناش میگه و هربار کلی انرژی مثبت خندون رو تخت اتاق جا میذاره و میره. ‌

اولین باری که دخترکش خودش رو عیان کرد ازش پرسیدم اسمش رو چی میذاری؟
گفت رستا.
فوری اون سه تای آقای آشنا اومدن جلوی چشمم و من هم که رو جنین هام غیرت دارم و صدای اعتراضم رفت هوا که نه، رستا اسم پسره، بعد دخترک رو گرفتار میکنی و…

دیروز دوباره از مامان دکتر محبی پرسیدم اسمش چی شد؟ گفت رستا. بخدا اسم دختره و این و اون و کلی در توجیه من به مدل خندون خودش تلاش کرد. آخر با هم قرار گذاشتیم از دوستان مجازی نیلویی مون کمک بگیریم.

خیلی زمان نبرد تا از رای گیری معلوم شه که بعله، رستا اسم دختره. این مامان دکتر محبی نبود که میخواست اشتباهی اسم پسرونه رو دخترش بذاره، اون سه تا آشنای من براشون اشتباهی اسم گذاشته بودن و این من بودم که یه « جزء »، رو تعمیم داده بودم به کل، که چون من سه تا آقای رستا می شناسم، پس نتیجه میگیریم رستا یعنی پسر.

بی اینکه فکر کنم ممکنه هرسه تای اونها اسم گذاریشون اشتباه بوده. مثل خیلی جاهای دیگه تو زندگی ، که از دریچه ای کوچیک دنیا و ادماش رو میبینیم و فکر میکنیم دنیا و آدماش اندازه ی همین دریچه هستن.

و در آخر من موندم و کلی عذرخواهی خندون از مامان دکتر محبی نازنین و دخترک شیرینی که قراره اسمش رستا بشه.

 

برای مطالعه ی سایز داستان های مطب کلیک کنید
برای مشاهده صفحه اینستاگرام سونوگرافی نیلو کلیک کنید.

logo-samandehi