لطفا صبر کنید....

خوش اومدم!

از مراجعین خیلی خیلی قدیمیه، از روزهای مطب جمهوری. وقتی میاد بجز سونوگرافی کلی با هم گپ و گفتگو راجع به خودش و همسرش و پسرش داریم.

از سالهای دبستان «علی» همراه من بوده تا حالا که پسرک شده دانشجوی حقوق. از اون قدیمی یاییه که اول اومدن سفت بغلم میکنه و موقع رفتن محکم دستم رو میگیره.

دستش رو میگیرم و نمی دونم چرا میگم «خیلی خوش اومدم»! خیلی هم غلیظ و با تاکید.
دوتایی مکثی میکنیم و می زنیم زیر خنده.

میگه باید داستان مطب بشین ها.

تو دنیای مجازی خیلیها همراهت هستن و نمی دونی. تو دنیای مجازی همراه های قدیمی می شن یه «آی دی» و گم میشن لابلای «آی دی»های جورواجور.

میگم مگه تو هم داستانها رو میخونی. میگه اوووو، پس چی. خوشحال میشم که میخونه و قول میدم که بنویسم، که خودم به خودم خوش اومدم.

خوش اومدن خوبه، چه بقیه خوش اومده باشن، چه خودت خوش اومده باشی.

گاهی هم بد نیست آدم خودش به خودش خوشامد بگه.

 

برای مطالعه ی سایز داستان های مطب کلیک کنید
برای مشاهده صفحه اینستاگرام سونوگرافی نیلو کلیک کنید.

logo-samandehi