لطفا صبر کنید....

حساسیت روی تعیین جنسیت جنین

میگم با توجه به جنسیت جنین، یه خانم کوچولو تو دلته. سرشو از مانیتور برمیگردونه و با ناباوری میگه راست میگین؟؟؟
میگم راست میگم. چرا باید دروغ بگم!
میگه کجاشه؟ منم ببینم!!
میگم خوب برای تو که تشخیصش سخته.
میگه نه خیلی تو اینستا چرخیدم، بلدم. خودم ببینم مطمئن شم درست می گین.

ما جنسیت میخوایم یالا!

بار اولم نیست که همچین حرفی می‌شنوم، ولی هنوزم یه جایی تو مغزم شروع میکنه به حرص خوردن که بعد از این همه سال نتونستم مهارش کنم. حرص میخورم که چرا یه چشم نابلد و ناوارد باید ببینه تا تاییدت کنه، اونم فقط جنسیت رو! نه هیچ چیز دیگه‌ای رو. حالا بماند درخواست عکس شفاف برای اثبات جنسیت به همسر، که من رو تا مرز جنون میبره و برمیگردونه.
قسمت حرص خورنده‌ی مغز رو بحال خودش می زارم و بهش توجه نمی‌کنم. دخترک کوچولوی اون تو هنوز خیلی چیزا داره که باید ببینم، که اگه مادر خوبی باشه باید دلش بخواد ببینه.
مغز و جمجمه رو دارم میبینم.

یه دم می بره تو، با بازدم میگه: یعنی میگین اسم دخترونه بزارم؟ لبخندی پیدا میکنم و کج و کوله میچسبونم یه جایی و میگم بله. اسم دخترونه بزارین.
رو صورت دخترکم چشمهای درشتی داره. یه دم تو، با بازدم میگه: یعنی برم سیسمونی دخترونه بخرم؟ لبخنده گم شده، جایگزین براش پیدا نمی کنم، این بار بی لبخند میگم بله، بخرین.

رسیدم به قفسه سینه و شکم. این دفعه دو دم می بره تو، در جستجوی سوالی غیرمستقیم! تا دوبازدم سکوت برقراره. با بازدم دوم سواله رو پیداش میکنه و میگه: یعنی دنبال داماد بگردم؟ رسیدم به مثانه‌ی دخترک. این دفعه جای لبخند، خنده‌س. خنده‌ی بلند، که میگه برو دنبال داماد بگرد.
دست و پاهای دختر کوچولو رو که میبینم با خودم فکر می کنم سوال بعدی حتما اینه که یعنی به سن بلوغ برسه پریود میشه؟ ولی خدا روشکر کار به اونجا نمی‌رسه.
بماند که بعد از پایین اومدن از تخت و درحال بیرون رفتن هنوز نگاهش روی مانیتور در جستجوی علامتی برای رد دختر بودنه.

بدانیم و عمل کنیم

• میدونم نباید حرص خورد.
میدونم هرکس دلایل خودش رو داره و نباید قضاوت کرد. سالهاس میدونم، ولی سالهاس حرص میخورم.
حرص خوردنی که هیچ چیز رو تغییر نمیده.
مطمئنم همین الان پایین همین داستان کلی سوال فقط راجع به تعیین جنسیت پرسیده میشه، و از همین تریبون همین جا بگم: من به سوالهای درمورد جنسیت پاسخ نمی‌دم!

به چشمهای درشت دخترک روی مانیتور نگاه میکنم و براش یه زندگی خوب آرزو میکنم. همون قدر خوب که برای پسرکها میشه آرزو کرد.

زندگی خوب، شاد، پر از عشق.

 

برای مطالعه ی سایز داستان های مطب کلیک کنید

برای مشاهده صفحه اینستاگرام سونوگرافی نیلو کلیک کنید.


پاسخ دادن

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری نشانه گذاری شده اند *


logo-samandehi